X
تبلیغات
باستان شناسي، تاريخ هنر و معماري اسلامي - برجستگی های معماری اسلامی ایران در دوره ايلخاني
بررسي هاي باستان شناسي، مروري بر طيف گسترده هنر هاي اسلامي و آشنايي با معماري اسلامي ايران
( http://habibshahbazi.blogfa.com )   

 

 

برجستگی های معماری اسلامی ایران

 

 

در دوره ايلخاني

 

 

 

حبیب شهبازی شیران:

عضو هیأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

 

  

 

  

مغولان نیز مانند سلجوقیان که قومی بیابان گرد بودند به هنگام استقرار حکومت خود در ایران دارای میراث باارزشی نبودند ولی هنگامی که در ایران مستقر شدند به حمایت از ادب و هنر ایران پرداختند.

مغولان از هنر معماري بهره كاملي نداشتند. آن‌ها با چادرهاي گنبدي شكل كه از پوست جانوران و يا نمد كه قابل حمل بود سفر مي‌كردند و هر جا كه چراگاه‌هاي مناسب براي چهار پايان وجود داشت ماندگار مي‌شدند. مغولان مدّت‌ها پس از اقامت در ايران به زندگي بيابانگردي خود ادامه دادند و اين وضع تا روي كارآمدن هلاكو - كه آغاز سلسله ايلخاني در ايران است - ادامه داشت و در حقيقت در دورة حكومت او تجديد حيات معماري آغاز شد.

شاهان ايلخاني ايالت آذربايجان را مركز قدرت سياسي و نظامي خود قرار دادند و پايتخت‌هاي خود را در شهرهايي چون مراغه، تبريز و سلطانيه كه همة آن در ايالت آذربايجان قرار داشت انتخاب كردند. اين شهرها به زودي و در اسرع وقت اهميّت سياسي، اقتصادي  و هنري ويژه‌اي يافته و مركز تجارت و اجتماع هنرمندان گرديد. هلاكو مراغه را به پايتختي انتخاب كرد و رصد‌خانة مراغه را كه بايد قديم‌ترين بناي دورة ايلخاني دانست بنياد نهاد.

بعد از يك سده كه از استقرار مغولان در سرزمين ايران گذشته بود، يعني در سدة هشتم با يك نهضت وسيع ساختمان‌سازي در آذربايجان و ديگر شهر‌ها مواجه مي‌شويم كه محتملاً شايد دليل اين روي داد به خاطر اصلاحات غازان‌خان باشد كه در معماري و طراحي مؤثر واقع شد و آن قطع كامل آثار و ظواهر باقي مانده از وفاداري و تبعيّت از خاقان مغول در مشرق كه منجر به اعراض و ترك بيشتر عقايد و آيين و رسوم موروثي و پذيرش فرهنگ و آيين ايراني گرديد و نيز خاتمه يافتن اغماض و آزادي ديني به امر ايشان بود كه موجب انهدام و ويراني معابد، كليساها، كنيسه‌ها و آتشكده‌ها و به موازات آن ايجاد ابنيه و ساختمان‌هاي ديني اسلامي گرديد.

سلطان محمّد خدابنده اولجايتو جانشين غازان‌خان، پايتخت را از تبريز به سلطانيه انتقال داد و طولي نكشيد كه اين شهر نيز مانند تبريز و مراغه اهميّت فراوان يافت و خواجه رشيد‌الدّين نيز كه وزارت الجاتيو را به عهده داشت هنرمندان و معماران را به سلطانيه فرا خواند و طبق نوشتة مورخين هزاران خانه و بيمارستان و مسجد در سلطانيه احداث گرديد.

بدين گونه معماري ايلخاني تكنيك‌ها و قالب‌هاي معماري سلجوقي را به كار گرفت و آثاري با كيفيّت روحاني متفاوت به وجود آورد، امّا اين قالب‌ها به وسيلة نيروهاي متشكلة سبك معماري ايلخاني به كلي استحاله يافته و در فضاي معنوي خاص آن زمان معناي جديدي پيدا مي‌كنند. هر چند معماري سلجوقي و ايلخاني از حيث اوضاع و شرايط متظاهر شدن‌شان با هم شباهت دارند.

 

- آثار ساختماني دورة ايلخانان مرحله اي از تاريخ پيوستة معماري اسلامي ايران است و اشكال (فرم هاي) دوره هاي قبل و خصوصيّات طرح و جزييات آن ها را منعكس مي كند.

- سبك معماري دورة ايلخانان مستقيماً از سبك آثار ساختماني دورة سلجوقي اقتباس شده است كه خود در رشتة معماري از ايجاد سبك ها و بناهاي قبل از اسلام و قبل از دورة خود پيروي كرده و هنرشان ادامه اي بود از نقش هاي آغاز شده در دوران بويهيان كه در آن ايران كهن مندرج گشته بود. باز اين هنر هم به دست تركان به آناتولي و شام برده شد و نفوذ ايراني در غرب جهان اسلام شايع گشت.

- مي توان گفت كه معماري دورة ايلخاني با اندك تفاوت ادامة معماري دورة سلجوقي است و ايلخانان در حقيقت سبك جديدي در معماري ايران به وجود نياوردند.

- در دورة ايلخاني نيز مانند دورة سلجوقي بنياد ساختمان هاي مذهبي مانند مساجد، مدارس و مقابر بر ايجاد ساختمان هاي غير مذهبي برتري داده شد و در درجة اوّل اهميّت قرار گرفته است.

- معماران دورة ايلخاني همة نقشه ها، مصالح و روش ساختماني دورة سلجوقي را اقتباس كردند.

- نقشة چهار ايواني كه در دورة سلجوقي بسيار متداول بود در دورة ايلخاني نيز براي بناهاي مذهبي مانند مساجد و بناهاي غير مذهبي مانند كاروان سراها به كار رفت.

- نوع و فرم گنبد به سبك سلجوقي ادامه يافت.

- در مورد مسألة اساسي قرار دادن گنبد روي سطح مربع، ساختما ن هاي ايلخاني از طرحي كه در دورة سلجوقيان به كار مي رفت، استفاده كردند.

- مقبرة برجي در معماري سلجوقي اهميّت داشت و در دورة ايلخانان از آن ها به عنوان الگو استفاده شد. 

- محراب هاي دورة ايلخاني به همان شكل و ترتيب محراب هاي دورة سلجوقي است، ولي بعضي از آن ها از لحاظ تناسب باريك ترند.

- معماران دورة ايلخاني مانند معماران دورة سلجوقي سعي داشتند، تاق هاي با حداقل قالب و چوب بست بنا كنند.

- تزييناتي كه براي آراستن قصرها و اماكن مذهبي در دورة سلجوقي و قبل از آن به كار برده مي شد، در اين دوره نيز رايج گرديد.

يادآوري اين مطلب خالي از فايده نيست كه ارتباط ميان دو سبك ايلخاني و سلجوقي چنان نزديك است كه در برخي موارد، عقايد در مورد سلجوقي يا ايلخاني بودن بنا متفاوت است. ولي به طور كلي، معماري ايلخاني داراي يك خصلت ويژة خود بود و در بسياري جنبه ها با كارهاي سلجوقي تفاوت داشت. تحوّلات، دگرگوني ها و برجستگي هاي ممتاز معماري ايلخاني در مقايسه با آثار ساختماني سلجوقي از اين قرار است:

- ايوان بناهاي دوره سلجوقي عريض و بزرگ است ولي در دورة ايلخاني اندك تفاوتي پيداكرده، ايوان ها باريك تر و مرتفع تر شده اند و ستونچه هاي گوشه به تعداد زيادتر نزديك تر به هم قرار گرفته و خطوط باريك تر دارند و قدرت ساختماني بنا عمداً تمركز داده شده است. همچنين ديوارهاي ضخيم ايوان دورة سلجوقي جاي خود را به ديوارهايي دادهاند كه فاصله يا پنجره دارند. 

- در ساختمان هاي دورة ايلخاني اهميّت زيادي به عموديّت و ظرافت اشكال منتخب داده شده است و با مقايسه با آثار ساختماني سلجوقي، نسبت اتاق ها تغيير داده شده و اتاق ها از نظر بلندي، نسبت به اندازه هاي افقي شان، بلند شده اند.

- در دورة ايلخانان عناصر و جزييات ساختماني مشترك با دورة سلجوقي ظريف تر و آراسته تر گرديد و اين ظرافت قابل مقايسه با تحوّّلي است كه از اشكال آزمايشي معماري سبك رومانسك، سبك گوتيگ را پديد آورد.

- در دورة ايلخاني ديوارهاي بسته و سنگين سلجوقي جاي خود را به روزنه هاي زياد و نيز فضاهاي داخلي نوراني مي دهند.

- در دورة ايلخاني فضاي معماري روشن تر و بازتر به نظر مي رسد و اين كاملاً عكس ابنية تاريك دورة سلجوقي است.

- مناره هاي ايلخاني اغلب قطور و كوتاه تر از مناره هاي سلجوقي است.

- در دورة سلجوقيان معماري و طراحي در مرحلة آزمايشي بود، در صورتي كه در دورة ايلخانان مسألة عمده تلفيق و تركيب اشكال ساختماني و تزييني موجود بود.

- مقرنس كاري از خصوصيّات معمولي معماري سلجوقي بود، ولي در دورة ايلخانان اشكال مزبور كامل تر و مفصّل تر شد و تنوع زياد حاصل كرد، و از چهار دستة آن مقرنس جلو آمده، روي هم قرار گرفته، و به شكل بدون آويز در خارج و داخل بناها استفاده گرديد.

- در زمان سلجوقيان سطح تاق را با طرح پوششي و يا به وسيلة آجركاري تزييني ظريف در قطعات مختلف آن، جالب توجه مي نمودند. در دورة ايلخانان سطح داخلي تاق با گچ سفيد پوشيده و طرح هاي هندسي روي آن كنده مي شد كه با اضافه كردن رنگ جلوة بيشتري پيدا مي كرد. همچنين براي ساختن پشته يا رگة مصنوعي يا جلوه دادن شكل آن ها گچ به كار مي رفت.

- به طور كلي در بناهاي ايلخاني، سختي و خشكي كاهش يافته، فضاهاي خالي بيشتر شده و روشنايي افزون تر و بهتر طراحي شده است. بناها جامع تر و داراي يكپارچگي بيشتر، جزييات آراسته تر و نقطة اوج نمايان تر است. بعلاوه، گنبد، كه معمولاً دو سوّم يك ساختمان را در بر مي گيرد، با برازندگي بيشتري با بنايي كه بر تاركش قرار گرفته، به وحدت رسيده است. نيروي خشن و مستقيم گوشوارة سلجوقي ماهرانه تعديل شده و احساس هماهنگي تناسب و برازندگي بنا در مجموع به طور محسوسي فزوني گرفته است.

- در دورة ايلخاني نوآوري ها و عناصر زير حاكم بر معماري بود:

 مقياس عظيم، شكوه و عظمت، توجّه و اهميّت دادن به اصول معماري، تركيب و آرايش هماهنگ، تكامل نقشة چهار ايوان، باريك كردن ساختمان و علاقة آگاهانه به تأكيد در عموديّت و دراز نمايش دادن بنا، احداث ساختمان ها با دقّت و توجّه قابل ملاحظه، مداومت ساختن ابنية مركب در دستگاه هاي متعدد، ترجيح محل مرتفع براي ساختمان مهم، تكميل تاق هاي همبر و حياط هاي باريك تر، استعمال شيوة ساختماني تاق هاي سبك ابنية كوچك به وسيلة قوس هاي سبك براي ساختمان گنبد فوقاني گنبدهاي دو پوششه، تمايل كلي به سوي ايجاد وقفه در يكنواختي ديوار در بعضي از ساختمان هاي هشت گوش، تكامل گنبد دو جدارة آجري، ايوان بلند سردر كه يك جفت منارة بلند در طرفين آن قرار داشت، تحوّل تزييني محراب ها، استعمال مقرنس براي مقاصد تزييني و همين طور ايجاد قرنيزهايي با رديف هاي بيشتر و استقامت داخلي كمتر، استعمال نقش كوچك لعاب دار كه در داخل ديوار جاي داده ميشد و استعمال آجركاري معلّق كه تا آخر قرن هشتم هجري قمري به كلّ منسوخ شد، زيرا تزيينات سفالي و لعابي روي سطوح بزرگ متداول گرديدند.، مهارت فوق العاده در گچ كاري و استفادة زيادي كه از آن به انواع مختلف به عمل مي آمد، تكميل استعمال گچ به عنوان روكش بنا، استفاده از كاشي هاي لعاب دار و جلا دار كه داراي مناظر طبيعي و تخيّلي است، همچنين كاشي هايي با خطوط برجسته و گود و ترسيم حواشي و اشكال مختلف و شاخ و برگ و ديگر استفاده از كاشي هاي صليبي شكل و ستاره اي، ظهور خط ثلث كه به تدريج جانشين خط نسخ مي گردد. 

 

اين مطلب قبلاْ به چاپ رسيده و پي نوشت در اينجا حذف گرديده  است.  

 

( http://habibshahbazi.blogfa.com )            

+ نوشته شده در  Thu 18 Feb 2010ساعت 19  توسط http://habibshahbazi.blogfa.com  |