( http://habibshahbazi.blogfa.com )
شاهكارهاي معماري عباسيان


بغداد
شهر بغداد منصور يكي از سه اثر برجسته عباسي در نيمه دوّم سده دوّم هجري./ هشتم ميلادي است كه در سال 141 هجري./ 762 ميلادي. برپا شد. بغداد رسماً دارالسلام ناميده مي شد و چون فرض بر اين بود كه اين شهر در مقام ناف جهان بايد سبكي واقعاً شاهانه داشته باشد، منصور براي تأسيس آن مهندسان و آگاهان را از سرتاسر جهان اسلام فرا خواند. آجرهاي ويژه اي توليد شد و پي ريزي شهر در ساعتي سعد كه منجّمان تعيين كرده بودند، شروع گرديد. پلان آن كاملاً مدوّر بود (با قطر حدود 2000 متر)- پلاني كه به تعبير نويسندگان مسلمان يه هيچ وجه جديد نبود.
ادامه مطلب
( http://habibshahbazi.blogfa.com )
عمارات غیر مذهبی امویان (۲)
قصرالمشتّي و قصر خربه المفجر

قصر مشاطه (المشتّي يا كاخ زمستاني)
اين قصر از جهت حجاري هاي نيم برجسته يا مجسمه كاري كه بر سطح ديوارهايش انجام شده شايد مهم ترين نمونه بناي غيرمذهبي در دوره اموي ها باشد. در حالي كه سطح ديوارهاي خارجي ساير بناهاي اين زمان ساده مي باشد و مثل اين كه نقشه اصلي اين بوده كه اين سطوح بايد بدون تزيين اضافي ديده شود، ديوار بناي قصر مشاطه را مجسمه ها و برجسته كاري ها زينت داده اند كه به نحو احسن و با تكنيك استادانه اي ساخته شده اند.
ادامه مطلب
( http://habibshahbazi.blogfa.com )
عمارات غیر مذهبی امویان (۱)
قصرالحیر شرقی و قصر خرّانه

قصرالحير شرقي
اين قصر كه در يكصد كيلومتري شمال شرق پالميرا، در تقاطع جاده هاي اصلي حلب به عراق و از فرات عليا به دمشق، واقع شده مركب است از: يك محوّطه عظيم محصور (7 در 4 كيلومتر) شايد براي نگهداري حيوانات و كشاورزي؛ يك كاروان سرا كه از كهن ترين كاروان سراهاي اسلامي موجود است؛ يك حمام بزرگ؛ يك مدينه شامل شش خانه بزرگ اشرافي؛ يك مسجد و يك كارخانه روغن كشي زيتون؛ چند خانه بدوي نيز در پيرامون آن پراكنده شده است.
ادامه مطلب
( http://habibshahbazi.blogfa.com )
كلياتي در باره معماري گنبد سلطانيه (۱)

1- توصيف كلي بنا
بناي تاريخي گنبد سلطانيه در نزديكي زنجان واقع شده، دشتي كه گنبد در آن قرار دارد حدود 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. بناي عظيم گنبد سلطانيه در بين سال هاي 675 و 685 هجري قمري صورت مي پذيرد وه به عبارت ديگر كار ساختمان آن مدت 10 سال به طول مي انجامد. قصد از بناي چنين گنبد باشكوهي آن بود تا مرقد مطهر حضرت علي (ع) را به آنجا منتقل سازند. علت اين كار شيعه شدن سلطان محمد خدابنده و گرايش او به امام علي (ع) بود. شاید به اعتباری گنبد سلطانیه را بتوان اولین اثر هنری شیعه در کشور ایران دانست. بعد از اتمام بنا به علت مخالفت علماء دين با اين عمل سلطان محمد خدابنده از انجام كاري كه به آن مصمم بود منصرف گشت. و می توان یکی از هدف های ساخت گنبد را همین دانست. ساخت بنای عظیم گنبد سلطانیه در بین سال های 675 الی 685 هجری قمری صورت گرفته؛ به عبارت دیگر کار ساخت آن به مدت 10 سال به طول انجامید.
ادامه مطلب
( http://habibshahbazi.blogfa.com )
كاوش در جمعه مسجد اردبيل (۲)
.jpg)
يافته ها و داده هاي باستان شناختي
بررسي و گمانه زني باستان شناختي به دست محمود موسوی اول بار در فروردين ماه سال 1356 شمسي در تپه باستاني جمعه مسجد اردبيل تحقق يافت. در آن تاريخ شهرداري اردبيل در صدد احداث خياباني جديد در مجاورت تپه بود و با اين اقدام بخش وسيعي از تپه به کلي تخريب مي شد. خيابان از دو سو تا محل تپه آمده بود، ولي مرکز باستان شناسي ايران و اداره کل فرهنگ و هنر آذربايجان شرقي مانع از اجراي پروژه مزبور شده بودند. در نتيجه حفار در رأس هیأتي به محل اعزام شد تا شواهد عيني و ملموس براي اين ممانعت پيدا کند.
ادامه مطلب
کاوش در جمعه مسجد اردبیل (۱)

ويرانه هاي مسجد جامع اردبيل که باقي مانده اي از يک مسجد عظيم و کم نظير مي باشد، در بين محله هاي پير شمس الدين و عبدالله شاه قرار گرفته است.
کشف بقاياي ستون های متعدد در فاصله بين شبستان و منار نشانگر وجود مسجد قديمي مربوط به قرون سوم و چهارم مي باشد ليکن بناي گنبد دار کنوني و آثار ايوان مجاور متعلق به دوره سلجوقي است. وجود تزیينات متعدد، نقش مهرها در بند کشي و فواصل آجر متداول در دوره سلجوقي مويد اين گفته مي باشد.
ادامه مطلب
مقبره شیخ امین الدین جبرییل
(اردبیل)
حبیب شهبازی شیران:
عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

مقبره شیخ امین الدین جبرییل از جمله بهترین نمونه مقابر گسترده معماری اسلامی ایران - در روستای کلخوران اردبیل- محسوب می شود که سادگی و موزون بودن اجزای آن و در نهایت تزیین فوق العاده در سطوح داخلی این بنا، آن را در زمره شاهکارهای معماری دوره صفویه قرار داده است.
ادامه مطلب
بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (۶)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي
مقبره شاه اسماعيل اول
دري با روكش نقره در سمت چپ شاهنشين به يك اتاق كوچك تاريكي راه مييابد كه در مقايسه با بناهاي مجاور آن از گنبد كوتاه و كمعرضي برخوردار است. اين اتاق مقبرة شاه اسماعيل اول است كه در اصل بنايي آزاد و مجزا بوده و احتمالاً به وسيلة خود شاه اسماعيل ساخته شده است؛ بنابر اين نميتواند متأخرتر از دهة دوم قرن دهم/شانزدهم باشد.
ادامه مطلب
بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (۵)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

مقبره شيخ صفي

مقبرة شيخ صفي كه از لحاظ قدمت دومين بناي مجموعه ميباشد، بنايي است استوانه شكل از خارج و هشتگوش منظم به قطر تقريبي 6 متر در داخل كه بر فراز آن گنبد دوپوش نيمپيازي- كه نيم رخ آن به هيبت نعل اسب نوكدار است-، تعبيه شده است. اين برج كه محيط آن 22 متر است، بر روي شالودهاي از سنگهاي ازارة هشت پهلو به بلندي 52/1 متر قرار گرفته و ارتفاع تمامي آن (ازاره، برج و گنبد) در حدود ۵/۱۷ است.
ادامه مطلب
بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (۴)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

درگاه تالار دارالحفاظ ؛ قنديلخانه يا نمازخانه
قاب چهارگوش سردرورودي تا به زير رخبام كشيده شده است. اين سردر در سمت چپ يعني در طرف شمال شرقي قرار گرفته است. براي تعادل اين سردر جرزي در طرف راست عموداً تا سطح نما امتداد يافته است.
اين درگاه به صورت تاقنماي بلندي است كه قسمت فوقاني آن به صورت نيمگنبد است و درب عمدة ورودي در آن واقع شده است.
ادامه مطلب
بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (۳)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي
جبهة شرقي صحن اصلي (نماي بيروني تالار دارالحفاظ؛ قنديلخانه يا نمازخانه)
جبهة شرقي حياط مشتمل بر سردر- كه مدخل ورود به عمارت چينيخانه، آرامگاه شيخصفي، مقبرة شاه اسماعيل و حرمخانه محسوب ميشود- و نماي زيباي تالار دارالحفاظ؛ قنديلخانه يا نمازخانه ميباشد. زيبايي هنري و عظمت كاشيكاريهاي معرق و كتيبههاي آن كه به خطهاي كوفي،نسخ و ثلث نوشته شدهاند، هر بينندهاي را به وجد ميآورد. نماي قنديلخانه به طرف صحن مانند نماي كاخي ساخته شده و تزيينات كاشيكاري معرق آن از زيباترين كارهاي هنري و تزييناتي عصر صفوي به شمار ميآيد. طرح اين بنا در هنر شرق، بيگانه به نظر ميرسد و بيشتر رنسانس را به خاطر ميآورد، ليكن جزييات يعني كاشيكاري، طرحها، قاب، پنجرهها، مقرنسكاريها و آجركاريها- كه با فاصله و بندهاي وسيعتري انجام گرفته-، هنر خالص شرقي است.
ادامه مطلب
بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (۲)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

صحن اصلي
حياط كوچك يا دالان غيرمسقف به وسيلة در كوچكي در سوي شرق به صحن اصلي منتهي ميشود. صحن اصلي محوطة مستطيلي است به ابعاد 4/30× 1/16 متر مفروش با تخته سنگهاي صاف با حوضي در كف و حلقة چاهي در ميان آن با ديوارهاي تاق نمادار آجري مزين به كاشي. اين حياط داراي زيبايي فوقالعادهاي است كه هنوز ابهت خود را حفظ كرده است.
دو ضلع كم عرضتر صحن داراي ايوانهاي موازي است كه اطراف آنها تاقنماهاي كوچكتري قرار دارد.
ادامه مطلب
بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (۱)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

بقعة شيخ صفي- كه از بناهاي منحصر به فرد در ميان ساختمانهاي مذهبي است- شامل تعدادي از بناهاي دورههاي مختلف است كه نخستين بار شاه طهماسب آنها را به صورت مجموعة واحدي درآورد. بعدها شاه عباس باعث افزودن بناهاي مهم به اين مجموعه و اصلاحاتي در آن گرديد.
اهميّت زياد اين اثر تاريخي به طور كلي در رابطهاي كه با سلسلة خاندان سلاطين صفويّه دارد جلوهگر ميشود. اسلاف شاهان صفويّه و همچنين شاه اسماعيل اوّل سرسلسلة اين خاندان در داخل اين مجموعة تاريخي به خاك سپرده شدهاند.
اين مجموعه از نظر معماري اسلامي داراي اهميّت فوقالعاده است. هر يك از عمارات منفرد آن بينظير ميباشد. اين امر در مورد خود مقبره كمتر صادق است تا در مورد نمازخانة مقابل آن.
ضلعي كه مقابل حياط قرار گرفته مانند نماي كاخي ساخته شده است. طرح اين بنا در هنر شرق بيگانه به نظر ميرسد و بيشتر رنسانس را به خاطر ميآورد. ليكن جزييات يعني كاشيكاري، طرحها، قاب، پنجرهها، مقرنسكاريها، آجركاريها كه با فاصله و بندهاي وسيعتري انجام گرفته هنر خالص شرقي است.
بناهاي متعلّق به بقعة شيخ صفي عبارتند از: درب ورودي و حياط بزرگ- حياط كوچك يا دالان روباز- صحن بقعه- مسجد جنّتسرا- حياط مقابر- شهيدگاه- چلّهخانه.
قسمتهاي اصلي بقعه عبارتند از: "رواق يا قنديلخانه- مقبرة شيخ صفي- مقبرة شاه اسماعيل صفوي- حرمخانه- چينيخانه".
ادامه مطلب
برجستگي هاي معماري اسلامي ايران
در دوره تيموري
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

پس از انقراض سلسله ايلخانان حكومت به دسته چند سلسله محلي مانند: آل مظفر در فارس و كرمان، جلايري از بغداد تا آذربايجان و سربداران در خراسان اداره مي شد.
در سال 722 هجري تيمور موسس سلسله گوركانيان به ايران هجوم آورد. تيمور نيز مانند اسلاف خود به كشتار و غارت شهرها پرداخت و آن چه كه از دم تيغ اجداد او رهايي يافته بود، به وسيله او به ويراني كشيده شد. تيمور پس از فتوحات زياد سمرقند را به پايتختي انتخاب كرد و سر انجام در 808 هجري در گذشت و در پايتختش به خاك سپرده شد . پس از تيمور پسرش پسرش شاهرخ به سلطنت رسيد و او پايتخت را از سمرقند به هرات منتقل كرده و حكومت سمرقند را به پسرش الغ بيك و حكومت خراسان را به پسر ديگرش، بايسنقر واگذار كرد. بعد از مرگ شاهرخ سلسله تيموري ضعيف شد و تا شروع حكومت صفويه سلسله هاي مختلفي مانند آق قويونلوها، قراقويونلوها و شيبانيان در نواحي مختلف حكومت مي كردند.
دوره هنري تيموري تقريبا از زمان شاهرخ آغاز شده و دو شهر هرات و سمرقند در قرن هشتم هجري مركز هنرهاي اسلامي شده بود. در اين دوره هنر هاي اسلامي مانند نقاشي، معماري و تزيينات معماري ترقي فوق العاده پيدا كرد.
ادامه مطلب
برجستگی های معماری اسلامی ایران
در دوره ايلخاني
حبیب شهبازی شیران:
عضو هیأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

مغولان نیز مانند سلجوقیان که قومی بیابان گرد بودند به هنگام استقرار حکومت خود در ایران دارای میراث باارزشی نبودند ولی هنگامی که در ایران مستقر شدند به حمایت از ادب و هنر ایران پرداختند.
مغولان از هنر معماري بهره كاملي نداشتند. آنها با چادرهاي گنبدي شكل كه از پوست جانوران و يا نمد كه قابل حمل بود سفر ميكردند و هر جا كه چراگاههاي مناسب براي چهار پايان وجود داشت ماندگار ميشدند. مغولان مدّتها پس از اقامت در ايران به زندگي بيابانگردي خود ادامه دادند و اين وضع تا روي كارآمدن هلاكو - كه آغاز سلسله ايلخاني در ايران است - ادامه داشت و در حقيقت در دورة حكومت او تجديد حيات معماري آغاز شد.
ادامه مطلب
برجستگي هاي معماري اسلامي ايران
در دوره سلجوقي
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي


مقدمه
درك هنر بدون آگاهي از شرايط تاريخي آفرينش آن محال است. هيچ هنرمند مسلماني از ميراث پيشينيان بيبهره نمانده است و اگر او الگوهايي را كه سنّت در اختيارش قرار ميدهد ناديده بگيرد، خود به خود بيخبري و جهل خويش را نسبت به معناي باطني و ارزش معنوي آنها به اثبات رساندهاست و با اين بيخبري، نميتواند روحش را در آن فرمها و قالبها متجلّي سازد. اين دقيقاً عارضهاي است كه برخي محققين اروپايي، هنر اسلامي را به دليل آن ملامت ميكنند.
ادامه مطلب
جایگاه و اهمیت دشت های
مهران و دهلران در دوره گذار (۴)
حبیب شهبازی شیران:
عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

نظام استقراري:
از نقطه نظر زيستي و الگوي نظام استقراري، بقاياي به دست آمده در حفاري عليكش (دشت دهلران) نشان ميدهد كه در اين تپه به خصوص در طبقات عميق آثار استقرارهاي اوّليّه وجود دارد و قدمت آثار به دست آمده در اين حفاري در هر سه طبقه از هزارة هفتم و احتمالاً هزارة هشتم شروع و تا هزارة ششم پيش از ميلاد ادامه داشته است.
ادامه مطلب
جایگاه و اهمیت دشت های
مهران و دهلران در دوره گذار (۳)
حبیب شهبازی شیران:
عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

اقتصاد معيشتي (مكانيزمهاي درگير در روندهاي كشاورزي و دامپروري)
از نقطه نظر اقتصاد معيشتي هر چند هنوز مقدار اعظم نيازهاي غذايي از طريق جمعآوري و گردآوري تأمين ميشد ولي همزمان با آن مراحل اوّليّة اهلي كردن حيوان و نبات كه در نهايت منتج به توليد غذا توسط انسان گرديد در منطقة دهلران و دشت مهران جريان آرام و پيوسته خود را طي مينمود. مدارك باستانشناختي به خوبي نشان دهندة تركيب معيشت كشاورزي و شكار و گردآوري غذا همراه با بهبود در تغذية جوامع اوّليّة كشاورز در اين مناطق است.
ادامه مطلب
جایگاه و اهمیت دشت های
مهران و دهلران در دوره گذار (۲)
حبیب شهبازی شیران:
عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

معماري:
دادههاي مشخص باستانشناختي از كاوش و بررسي نشان ميدهد كه بقاياي فرهنگي تپههاي پيش از تاريخي منطقة فرهنگي دهلران و دشت مهران در دوران آغاز توليد غذا و استقرار در روستاها فاقد آثار معماري در خور توجه ميباشند. ايجاد سرپناه هاي موقّت به صور گوناگون و با استفاده از سهلالوصولترين مواد اوّليّة ساختماني، ساختن اجاق و حفرههاي كوچك ذخيرة مواد قابل ذخيرة مازاد بر مصرف از خصوصيّات عمدة معماري اين دوره در مناطق مذكور است. ديوارهاي خانهها معمولاً از كف خاك چيده شدهاند (البته به استثناي دورة محمّد جعفر در تپة عليكش) به گونهاي كه باستانشناس آنها را حتي اگر به كلي ويران شده و يا فروريخته باشند بازميشناسد. ليكن آثار آنها برحسب مصالحي كه در آنها به كار رفته ـ گل، چوب، سنگ آجر، متفاوت است. كف خانهها كمتر دستخوش تغيير و تبديل است و بازشناسي كف به خاطر نتايج حاصله از آن در تعيين ترتيب تاريخي هم كه شده امري حساس و حياتي است.
ادامه مطلب
جایگاه و اهمیت دشت های
مهران و دهلران در دوره گذار (۱)
حبیب شهبازی شیران:
عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

دهلران يكي از حوزههاي كليدي زيست محيطي خاور نزديك و يكي از نخستين مناطقي است كه اجداد وحشي اكثر قريب به اتفاق حيوانات و گياهاني كه در شرق نزديك اهلي گرديدند در محيط زيست طبيعي خود بسر ميبردند.
دشت دهلران اساساً بين رودهاي مهمه و دوويريج(با چند محوطه در خارج) و بين دامنة كوههاي زاگرس و جبل حمرين- ستيغ كوتاهي در نزديكي مرز عراق- واقع شده است. اين منطقه از 7500 تا حدود 3000 پيش از ميلاد مسيح پيوسته مسكوني بوده و آثار به دست آمده از آن گونهاي از تسلسل فرهنگي را به خوبي نشان ميدهد. مكانهاي باستاني شناخته شده در اين منطقه در درك مكانيزمهاي استقرار در روستاها مفيدند.
سيزده محل باستاني را در اين منطقه اعضاي هيأت "پروژة پيش از تاريخ ايران" بررسي نمودند كه هشت تپه در اطراف رود مهمه در قسمت شمال غربي دهلران وقع شده بودند و پنج تپه در اطراف رود دوويريج در بخش جنوب شرقي دشت.
ادامه مطلب
آراتا و جيرفت؛
دو كانون مهم در حوزه تمدني جنوب شرق ايران (۲)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

براي تحقيق و بررسي دربارة منابع سنگ گرانبهايي كه در حماسة "انمركار و فرمانرواي آراتا" انمركار دربارة آنها خطاب به الهة اينانا ميگويد: "بگذار تا مردم آراتا سنگها را از كوههاي سرزمينهاي بلند خود به زير آورند،ـ تا ـ براي من معبد عظيمي بسازند..."، اگرچه وجود سنگ لاجورد در كوههاي كرمان در دو گزارش مربوط به قرون وسطي؛ يكي به وسيلة حمدالله مستوفي قزويني، و ديگري در سال 1295 ميلادي توسط يك مسافر چيني به نام چان ته بيان شده است، اما شباهت سنگ لاجورد مكشوف در سيستان با سنگ لاجورد بدخشان و وجود تركيبات كوارتز و پيرايت در سنگ لاجورد وارداتي بدخشان نشان ميدهد كه اين سنگ از معادن عظيم سنگ لاجورد كوههاي سرسنگ بدخشان استخراج و به شهر سوخته وارد ميشد و پس از تراشهاي اوليه ـ و جدا كردن ناخالصيها ـ از راه كرمان (ايالت باستاني آراتا) و فارس (ايالت باستاني انشان) به شوش صادر و از آنجا به شهرهاي جنوبي بينالنهرين سرازير ميگرديد. در طول اين راه، كرمان در مسير شهر سوخته و اوروك قرار ميگيرد. بنابراين، جادة آراتا، انشان، و شوش كه از طريق آن سنگ لاجورد بدخشان به بينالنهرين سفلي (جنوبي) ميرسيد در اينجا به خوبي مشهود است و كاملاً با شواهد مذكور در متون سومري مطابقت دارد.
ادامه مطلب
آراتا و جيرفت؛
دو كانون مهم در حوزه تمدني جنوب شرق ايران (۱)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي
آراتا (همسايه انشان ايالت مهم ايلامي)
آگاهي ما تا شصت سال پيش از ايلام ـ كه موجد اولين سلسلههاي شاهي در تاريخ نجد ايران ميباشد ـ ، منحصر به ذكر مجملي بود كه در تورات از آن قوم رفته، و از پادشاهي به نام كدرلاعومر ياد شده بود، ولي از آن پس به تدريج، درنتيجة كشفيات باستانشناسي، كه بيشتر به همت هيأتهاي باستانشناسي فرانسوي انجام گرفته است، از اين دولت اطلاعات زيادي به دست آمده است، و هر چند كه امروزه نيز در اثر از بين رفتن بسياري از مدارك، در نتيجة جنگها و تهاجمات متوالي، اطلاع ما از تاريخ اين منطقه بسيار ناچيز و ناقص ميباشد، معهذا ميتوان از آن چه كه تاكنون به دست آمده، و مورد مطالعه و تجزيه و تحليل دقيق مورخين و شرقشناسان بزرگ قرار گرفته است، تا حدودي به چگونگي اين مملكت آگاهي يابيم.
ادامه مطلب
ديلميان در گستره تاريخ (۲)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي
![]()
دين (باورهاي ديني و علايق مذهبي)
طبق اطلاعاتي كه در دست است مذهب عمومي مردم ديلم آيين زرتشتي بود و گويا نصرانيت نيز در آنجا رواج داشت. اما ابوالحسن علي بن حسين مسعودي در كتاب مروج الذهب ميگويد: "ديالمه به هيچ مذهبي معتقد نبودند و در جهل مطلق به سر ميبردند".
ادامه مطلب
ديلميان در گستره تاريخ (۱)
حبيب شهبازي شيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

تا اين اواخر اطلاع صحيحي از ديلميان و كيفيت حكومت آن خاندان بر قسمتي از ايران در دست نبود، اما پس از طبع و انتشار كتاب تجارب الامم تأليف اين مسكويه تاريخ اين سلسله تا حدي روشن شد.
روي كار آمدن سامانيان در نواحي شمال شرقي و مشرق ايران وجود سلسلههاي ديگر ايراني را تحتالشعاع قرار داد و مورخيني كه به نوشتن تاريخ آن عهد دست زدند در تأليفات خود توجه كاملي به شرح احوال ديالمه نكردند.
ادامه مطلب
نگارگري ايراني؛
صیرورت جاودانگی و فوق کیهانی
حبيب شهبازيشيران:
عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي

هنر نگارگري، هنري معنوي است بنابراين نميتوان صورتي كه معناي دروني ندارد، پذيرفت و آن چه در نگارههاي ايراني مشاهده ميشود چيزي جز معنا و محتوا و كمال زيبايي نيست. زيبايي يعني دلپذير بودن كه ميگويند "زيبايي خداست و هر چه متعلّق به خداست زيباست". زيبايي هم در يك اثر فقط شيوة نوشتار آن نيست بلكه بيشتر به واسطة مفهوم مقدسي است كه به خود دارد.
ادامه مطلب
گذري بر تاتهاي استان قزوين (۲)




جغرافياي مناطق تات نشين استان قزوين
شهرستان تاكستان
الف: بخش مركزي:
در بخش مركزي فقط ساكنان اصلي شهر به زبان كهن تاتي تكلم مي كنند و آمار جمعيتي آنان حدود 60000 تن مي باشد. تاتها در اين شهر از سابقه تاريخي طولاني برخوردار بوده و دو طايفه بزرگ رحماني و طاهرخاني را تشكيل مي دهند و به اين وسيله از غير بوميان متمايز مي گردند. در حال حاضر شهر تاكستان پذيراي مهاجرين زيادي از نقاط مختلف مي باشد، ولي استقلال فكري و فرهنگ غني مردم باعث شده كه فرهنگ شهر بر ساير اقوام غلبه داشته باشد و خوشبختانه اغلب مهاجرين به اين منطقه گرايش شديدي به آموختن اين زبان كهن (تاتي) دارند.
ادامه مطلب
گذري بر تاتهاي استان قزوين (۱)

بررسي لفظ و واژه تات
در مورد معني و كاربرد واژه تات اقوال و نظرات بسيار متعددي وجود دارد كه اكثر كارشناسان در اين مورد وحدت نظر دارند كه لفظ تات واژهاي است تركي كه بعد از ورود تركان به سرزمين ايران (مخصوصاً از دوره سلاجقه به بعد) به ايرانيان تحت استيلاي آنان اطلاق ميشده است.
ادامه مطلب
ساختار اجتماعي – فرهنگي قصه ها
و افسانه هاي استان اردبيل (۳)

شخصيت هاي اصلي قصه ها
قصه ها و افسانه هاي تركي اين داستان، مانند ساير قصه ها و افسانه هاي ايراني با تعدادي ثابت و محدودي از شخصيت هاي داستاني داراي نقش هاي نوعي (تيپيك) خاصي مي باشد. اين مشخصه از اسباب و لوازم ثابت و بدون تغيير قصه هاي تركي به شمار مي آيند. مهم ترين نقش هاي نوعي (تيپيك) را طبقات و گروه هاي زير ايفا مي كنند:
ادامه مطلب









